تحریم موسیقی از نظر دین
پیشگفتار
یاأ یها الذین آمنوا اتقواالله وکونوا مع الصادقین
ترجمه : ای مؤمنان از الله بترسید وهمراه راستگویان باشید .
درعصر کنونی افکار ملت ها وجوانان مربوط به موسیقی وابزار کشنده فکر بشریت متناقض دیده میشود بعناوین مختلف تبصره ها میشود گاهی میگویند سنت است وگاهی میگویند غذای روح است ویکطرف پی آمد منفی موسیقی امروزی چنان مهلک وخطرناک بوده که میتوان بمراحل بالاتر از موادمخدر وکشنده تر از سلاح کشتار جمعی خواند زیراکه مانع اصلی رشد فکر ومعنویت همه مسلمانان در قرن فعلی حتی مانع همه وسائل تقرب الی الله بیشتر موسیقی بوده وحتی یکی از طرق و ابزار حمله دشمن بقسم یک باطری فعال ومدهش مؤثر بشکل گسترده همین باطری موسیقی بوده.
وطرف دیگر، این موسیقی چیزی است که از مکائد وتصامیم خطرناک شیطان سرچشمه میگیرد. وتمام خدمات دعوتگران راستین اسلام عزیز اعم از علماء ، جوانان ، مخلصین ، مسلمین محدود حلقات ، محدود بوده اما متأسفانه ابزار نشر وپخش موسیقی به قسم چشم گیر وعالم گیر پیش میرود .
فلهذا مجمع علماء بلخ تصمیم گرفتند تا بطور مستند موجزاً مطالبی را درج قلم نموده خدمت مسلمین تقدیم نمایند تا باشد ذهنیت برادران وخواهران ما روشن شده وزندگی در روشنائی سنت را انتخاب نمایند .
با احترام
الحمد لله الذی فصل لعباده الحلال والحرام والصلوة والسلام علی رسوله محمد علی آله واصحابه الکرام وبعد :
الآیات فی تحریم الغناء وآلات الطرب
1ـ الله جل جلاله می فرماید : وَمِنَ النّاسِ مَن یَشتَرِی لَهوَ الحَدِیثِ لِیُضِلَّ النّاسَ عَن سَبِیلِ الله وَیَتّخِذَهَا هُزُوًا أولائک لَهُم عَذابٌ مُّهِِینٌ . { سورة لقمان رقم (6) }
ترجمه: وبعضی از مردم کسانی هستند که خریدار سخنها ی بازیچه هستند تا مردم را از راه الله گمراه سازند بدون هیچ علمی ، وآنرا به مسخره گیرند ، ایشان هستند که برای آنها عذاب ذلت هست .
2ـ همچنین الله جل جلاله می فرماید: أَ فَمِن هَذَا الحَدِیثِ تَعجَبُونَ.{
سورة النجم رقم (59) }
ترجمه :
آیا ازاین سخن تعجب میکنید.
3ـ همچنان الله جل جلاله درحالیکه شیطان را مخاطب قرارداده است می فرماید: وَاستَفزِز مَنِ استَطَعتَ مِنهُم بِصَوتِکَ وَأَ جلِبهُم عَلَیهِم بِخَیلِکَ وَرَجِلِکَ وَشَا رِکهُم فِی الأَموَالِ وَالأَولَاد وَعِدهُم وَمَا یَعِدُهُمُ الشَیطَانُ إِلّا غُرُورًا {سورة الاسراء رقم (64) }
ترجمه: از آنان هرکه را توانستی با آواز خود تحریک کن وبا سواران وپیادگانت بر آنان بانگ درده ، وبا آنان دراموال وفرزندانشان شریک شو وبه آنها وعده بده ، وشیطان جز فریب به انها وعده نمی دهد.
4ـ هممچنان الله جل جلاله می فرماید: فَلَا تَقعُد بَعدَ الذِکرَی مَعَ القَومِ الظَالِمِینَ . {سوره انعام رقم (68) }.
ترجمه: بعد از متذکر کلام الهی با گروه ظالمان ( درمجلس باطل ) منشین .
5ـ همچنان الله جل جلاله می فرماید: وَالَّذِینَ لَا یَشهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِا للَّغوِ مَرُّوا کِرَامًا .{سوره فرقان رقم(72) }.
ترجمه: وبندگان رحمن کسانی اند که گواهی دروغ نمی دهند ـ یعنی درمجالس باطل حضور نمی یابند وآن را مشاهده نمی کنند ـ وچون بر امر لغو بگذرند کریمانه میگذرند ( یعنی از شرکت درآن خود داری میکنند.
الاحادیث الصحیحة فی تحریم الغناء وآلات الطرب
الحدیث الاول
: عن ﺃبی عامر - ﺃوابی مالک الاً شعری قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم : «لیکونن من ﺃمًتی اقوام یستحلَون الحروالحریروالخمروالمعازف (هی الدفوف)وغیرها مما یضرب (به)،کما فی النهایه ،وفی القاموس هی الملاهی ، کاالعود والطنبور، ولذالک قال ابن القیم فی الاغاثة ) وهی آلات اللهو کلها ،لاخلاف بین اهل الغة فی ذالک » واوضح منه قول الذهبی فی السیر(21/158) (المعازف) اسم لکلّ آلات الملاهی الّتی یعزف بها ،کالمزمار ، والطنبور ،والشبابة والصنوج» ونحوه فی کتابه «تذکرة الحفاظ (2/1337) الحدیث . علَقه البخاری فی «صحیحه »بصیغة الجزم محتجَا به قائلاً فی «کتاب الأشربة » (10 /51/5590) قال ابن تیمیه : «فی الا ستقامة (1/294) «والآلات الملهیه قدصح فیها مارواه البخاری فی صحیحه » تعلیقاً مجزوماً به ، داخلاً فی شرطه » .
ابن حبان (8/265/6719
–
ترجمه:
از ابی عامر ویا از ابی مالک الاشعری رضی الله عنه روایت است که میفرماید : رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:
ازامت من مردمانی خواهند بود که زنا ، ابریشم ، شراب وآلات موسیقی را حلال میشمارند . وکلمه معازف که در حدیث آمده مراد ازآن آلات موسیقی است مانند دفوف وغیره (نهایه ) ودرقاموس آمده که : معازف عبارت از ملاهی یعنی آلات لهو مانند عود وطنبور. وازاینجا است که ابن اقیم در الاغاثه میگوید : معازف عبارت از همه آلات لهو است ، اهل لغت در این هیچ اختلافی ندارند . وروشنتر ازاین قول امام ذهبی در السیر (21/158) است : معازف نام تمام آلات لهوی است که به آن نواخته میشود مانند نی ، طنبور، چنگ وامثال انها .
الحدیث الثانی : عن انس بن مالک رضی الله عنه قال :قال رسول الله (صلى الله عليه وسلم) صوتان ملعونان فی الدنیا والآخرة :مزمار عند نعمة، ورنَة عند مصیبة » البزار (1/377/795) رجاله ثقات کما قال المنذری (4/177) وتبعه الهیتمی (3/13) ، لکن شبیب بن بشر مختلف فیه ، فالاِسناد حسن بل هوصحیح بالتالی . وتابعه عیسی بن طهمان عن انسِ اخرجه ابن السماک فی «الأول من حدیثه » وعیسی هذا ثقة من رجال البخاری ، وقال العسقلانی «صدوق أفرط فیه ابن حبان ، والذنب فیما استنکره من غیره » فصح الحدیث . وله شاهد من حدیث جابر بن عبدالله عن عبدالرحمن بن عوف قال قال رسول الله (صلى الله عليه وسلم) انی لم أنهَ عن البکاء ، ولکنی نهیت عن صوتین أًحمقین فاجرین : صوت عند نغمة لهو، ولعب ومزامیرالشیطان ، وصوت عندمصیبة ، لطم وجوه ، وشق جیوب ، ورنّة شیطان حاکم (4/40 ) بیهقی (4/69) بغوی (5/430) طیالسی فی مسنده (1683) وابن سعدفی «الطبقات » (1/138) وابن ابی شیبه فی «المصنف » (3/393) وعبد ابن حمید فی «المنتخب من المسند » (3/8/1044) وهذا حدیث حسن لغیره
ترجمه : از حضرت انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می فرمایند: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: دو صوت دردنیا وآخرت نفرین شده اند : صدای نی که در وقت شادی نواخته میشود وآواز که هنگام نزول مصیبت بلند میشود .
همچنین حدیث دیگری که براویت جابر بن عبد الله از عبد الرحمن بن عوف است این حدیث را تأیید میکند : رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند من از گریه نهی نکردم ، ولیکن از دو نوع آواز احمق وزشت باز داشته ام : آواز لهو و لعب وآواز نی که از اعمال شیطانی است واز بلند کردن آواز هنگام نزول مصیبت وزدن صورت وپاره کردن گریبانها وآواز شیطان .
الحدیث الثالث
: عن عبدالله بن عباس (رضى الله عنه) قال : قال رسول الله (صلى الله عليه وسلم) (ان الله حرّم علیّ – أوحرّم – الخمر، والمیسر، والکوبة (الطبل) وکلّ مسکرِحرام ) ابوداود (3696) بیهقی (10/221) ااحمد (1/274 ) ابویعلی (2729) ابن حبا ن (5341) طبرانی (فی «المعجم الکبیر»
(12/101) وایضاً عن عبدالکریم الجزری عن قیس ابن حبتر بلفظ: «ان الله حرّم علیهم الخمر، والمیسر، والکوبة ، وهوالطبل ، وقال
کلُِِِِّ مسکر حرام » احمد (1/289) طبرانی (1260) بیهقی (10/ 213) وهذا اسناد صحیح من طریقیه عن قیس هذا ، وقد وثقه أبوزرعة
ویعقوب فی المعرفة » (3/194) ابن حبا ن (5/ 308) والنسائ ، والحافظ فی التقریب » واقتصر الذهبی فی الکاشف » ولا اعتبار فی
جرح غیرهم
ترجمه: از عبد الله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که میفرماید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: بدون شک خداوند ج حرام کرده برمن ویا (گفت ) حرام گردانیده شراب ، قمار، وطبل نوازی را وگفت هر مسکر حرام است . ونیز از عبد الکریم جزری از قیس بن حبتر به این لفظ روایت است : بدون شک خداوند ج حرام کرد بر ایشان شراب ، قمار، وطبل نوازی را وگفت : هر مسکر حرام است .
الحدیث الرابع : عن عبدالله بن عمرو بن العاص رضی الله عنهما أن رسول الله (ص) قال : ان الله عزوجلِّ حرّم الخمر،والمیسر،
والکوبة ، والغبیراء ، وکلّ مسکرحرام» ابوداود(3685) طحاوی (2/325) بیهقی (10/221) احمد (2/158) یعقوب الفسوی فی
المعرفة (2/519) ابن عبدالبرفی «التمهیدِ» (5/167) والمزّی فی «التهذیب » (31/45)
ترجمه
: از عبد الله بن عمروبن العاص رضی الله عنهما روایت است که می فرماید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هرآیینه خداوند عزوجل حرام گرادانیده شراب ، قمار وطبل نوازی وغبیراء (یک نوع شراب ) را وگفت : هر مسکر حرام است .
الحدیث الخامس: عن عمران بن حصین قال :قال رسول الله (صلى الله عليه وسلم) یکون فی امتی ، قذف ، ومسخ ، وخسف » قیل یارسول الله (صلى الله عليه وسلم)
ومتی ذاک ؟ قال: اذاظهرت المعازف ، وکثرت القیان ، وشربت الخمورِ» ترمذی فی کتاب الفتن (2213) وابوعمروالدانی فی «سنن
الواردة فی الفتن » (39/40) وابن النجار فی «ذیل تاریخ بغداد(18/252) ورجاله ثقات غیرعبدالله ابن عبدالقدوس ، قال الحافظ: «صدوق ، رمی بالرفظ ، وکان ایضا یخطئ ولکن رفضه لایضرِّ حدیثه ، وخطؤه مأمون بالمتابعات أوالشواهد منها قال :ابن ابی الدنیا حدّثنا اسحق بن اسمعیل قال : حدثنا جریر، عن أبان ابن تغلب ، عن عمروبن مرة ، عن عبدالرحمن ابن سابط ، قال :قال رسول الله (صلى الله عليه وسلم) فذکره وهذا اسناد مرسل صحیح، رجاله کلهم ثقات رجال مسلم ، غیراسحق ابن اسمعیل ، وهوالطالقانی ، وهومن شیوخ ابی داود وقال «ثقة»
ترجمه:
از عمران بن حصین روایت است که می فرماید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: در امت من سنگ باریدن ، مسخ شدن ، فرورفتن به زمین رخ خواهد داد گفته شد چه وقت خواهد بود؟ در جواب فرمود ند: هنگامیکه ظاهر شود آلات موسیقی وبیشتر شود کنیزهای آوازخوان ونوشیده شود شرابها .
الحدیث السادس :عن أبی امامة قال : قال رسول الله (صلى الله عليه وسلم) «لایحلّ بیع المغنیّات ، ولاشراؤهن ولاتجارة فیهن وثمنهنّ حرام وقال : انما نزلت هذه الایه فی ذالک (ومن الناس ....) طبرانی فی «المعجم الکبیر» (8/7749)
ترجمه: از ابی امامه رضی الله عنه روایت است که می فرماید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: خریدو فروش وتجارت کنیزان آواز خوان جائز نیست وپولیکه از تجارتشان بدست می آید حرام است وفرمودند: آیه ( ومن الناس ...) در همین مورد نازل شده است .
الآثار
الاول
: قال ابن عباس: نزلت الآیة فی الغناء وأشباهه . بخاری فی الادب المفرد (1265) وابن ابی شیبه (6/310) وابن جریرفی التفسیر وابن ابی الدنیا فی ذمّ الملاهی والبیهقی فی السنن (10/221)
ترجمه:
عبد الله بن عباس (رضى الله عنه) میفرماید: این آیه (ومن الناس ...) در مورد آواز خوانی ومانند آن نازل شده است .
الثانی : سئل عبدالله بن مسعود عن هذه الآیه فقال : هوالغناء والذی لااله الاهو ، یرددها ثلاث مرّات . ابن ابی شیبه، وابن جریر، وابن ابی الدنیا ،والحاکم (2/411) والبیهقی (4/278) وابن الجوزی فی تلبیس إبلیس ص(246) وقال الحاکم صحیح الاسناد ووافقه الذهبی وهوکما قالا ، وصححه ابن القیم.
ترجمه
: از عبد الله بن مسعود (رضى الله عنها) در مورد آ یه (ومن الناس من یشتری...) سوال شد ، گفت : در مورد آواز خوانی نازل شده است وقسم به ذاتیکه جز او معبودی نیست ، و جمله قسمیه را سه بار تکرار نمود .
الثالث
: قال شعیب ابن یسار: سألت عکرمة عن لهوالحدیث قال هوالغناء . اخرجه البخاری فی« التاریخ » (2/217) ورجاله ثقات فهو حسن الاسناد .
ترجمه: شعیب بن یسار (رح ) می فرماید ا ز عکرمه (رضى الله عنه) در مورد لهو الحدیث پرسیدم در جواب فرمودند آن عبارت ازآواز خوانی است
الرابع
: عن مجاهد مثله ابن ابی شیبه (1167)
ترجمه : از امام مجاهد (رح) مانند آن مرویست .
اقوال الأئمة
قال مالک (رح):
اذا اشتری جاریة فوجدها مغنیة کان له ان یرد ها بالعیب وسئل مالک عما یرخص فیه اهل المدینة من الغناء فقال انما یفعله عندنا الفساق .
تر جمه:
امام مالک(رح) فرمودند : شخصی کنیزی را خرید پس ان را آواز خوان یافت میتواند آنرا عیب پنداشته مسترد کند واز امام مالک (رح) در مورد آواز خوانئیکه اهل مدینه آنرا اجازه میدهند ، پرسیده شد در جواب گفتند به عقیده ما این کار فاسقان است.
واما لشافعی
فقال : فی کتاب ادب القاضی ان الغناء لهو مکروه یشبه الباطل والمحال ومن استکثر منه فهو سفیه ترد شهادته .
ترجمه
: امام شافعی (رح) در «کتاب ادب القاضی» فرمودند : بدون شک غناء وآواز خوانی بیهوده ومکروه است به باطل ومحال مشابهت دارد اما کسیک این عمل را به دوام وکثرت انجام میدهد بی عقل ومردود الشهادت خوانده شده است .
واما مذهب الامام احمد
: فقال ابنه سألت ابی عن الغناء فقال الغناء ینبت النفاق فی القلب وایضاً قال ابنه سمعت ابی یقول : سمعت یحی القطان یقول : لوان رجلا عمل بکل رخصة بقول اهل الکوفة فی النبیذ واهل المدینة فی السماع واهل مکة فی المتعة لکان فاسقاً.
ترجمه:
اما مذهب امام احمد پس پسرش میگوید : از پدرم در مورد غناء ( آواز خوانی) سوال کردم در جواب گفتند : غناء نفاق را در قلب می رویاند وهمچنین پسر امام احمد میفرماید : از پدرم شنیدم که می گفتند از یحی القطان شنیدم که می گفتند : اگر شخصی به هر رخصتی عمل کند ، (مثلا) به قول اهل کوفه در مورد شیره خرما (که به حد اسکار رسیده باشد ) وبه قول اهل مدینه در مورد گوش دادن به موسیقی ، وبه قول اهل مکه درمورد متعه (نکاح موقت ) هرآیینه فاسق خواهد بود .
مذهب الامام ابی حنیفة:
ومن اشد المذاهب فی تحریم الغناء مذهب ابی حنیفة وقد صرح اصحابه بتحریم سماع الملاهی کلها کالمزمار والدف حتی الضرب بالقضیب وصرحوا بأنه معصیة یوجب الفسق وابلغ من ذالک انهم قالوا ان السماع فسق والتلذذبه کفر . اغاثة اللهفان لابن جوزیة ( ج 1 صـ 208ـ209
ترجمه:
درمورد تحریم غناء سخت ترین مذهب ، مذهب امام ابوحنیفه است واصحاب امام ابی حنیفه به تحریم سماع همه انواع موسیقی مانند نی ودایره حتی زدن خمچه تصریح نمود ه اند وهمچنین تصریح کردند که سماع موسیقی گناه ، موجب فسق است وخوبتر از این ، اینکه گفته اند :سماع موسیقی فسق است ولذت گرفتن ازآن کفر است (البته این حکم تشدیدی است) .
{تفسیر روح المعانی ، قرطبی }.
اقوال المحدثین والفقهاء
وان علم اولاً با للعب لایحضره اصلاً سواء کان ممن یقتدی به اولا ؛ لان حق الدعوة انما یلزمه بعد الحضور لاقبله ودلت المسئلة علی ان الملاهی کلها حرام . (درالمختار صـ245 ج 5مکتبه حقانیه) ، (فتح الملهم صـ 551 ج 5) ، (مرقاة صـ 538 ج3) .
ترجمه :
اگر قبل از ورود به مجلس از وجود لعب ( که موسیقی هم درآن شامل است ) ، آگاه بود اصلاً به مجلس حاضر نشود خواه پیشوای مردم باشد یا خیر ... واین مسئله بیانگر حرمت تمام انواع لهویات وموسیقی میباشد .
جواب از دلائل کسانیکه موسیقی را اجازه میدهند:
دراحادیث ثقۀ که از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده که از آن اباحت سرود دانسته میشود ، مراد از آن ، ترانه های اسلامی است که توسط پسران ویا دختران خورد سن ونا بالغ بدون آلات موسیقی ویا با دایره های بدون زنگ خوانده میشود ، درجواز این گونه از خواندن ها هیچ کس نظر منفی ندارد . ومراد از دف که دربعض احادیث وارد شده همین آلۀ معروفی است که در عرف ما بنام دایره یاد میشود ، نه به معنای مستدیر الشکل (یعنی هر شی که شکل دایروی داشته باشد ) تا با این تفسیر باطل تمام آلات موسیقی در مفهوم دف وسپس در اباحت شامل گردد .
علاوه برآن اکثر احادیثیکه درمورد اباحت موسیقی دلیل اشخاص غیر مسلکی قرارگرفته اند یاضعیف اند ویا به خاطر عدم اهلیت ومعلومات کافی از سوی برخی عالم نما ها غلط توجیه میشود.
مثلاً حدیثیکه در ترمذی بروایت عائشه رضی الله عنها نقل شده : (اعلنوهذ النکاح ...) برای علماء معلوم است که ضعیف است ، وهمچنان حدیثیکه در ابن ماجه بروایت عائشه رضی الله عنها است: ( اعلنوا هذ النکاح واضربوا علیه بالغربال )
اول اینکه : کلمه غربال که دراین حدیث آمده وتوسط بعض ازعالم نما ها به قوی ترین وسیله موسیقی ترجمه شده واقعاً خنده آور است ، بلکه غربال عبارت از همان آله معروفی است که بخاطر پاک کردن غله ها از آن کار گرفته میشود که آن را غربیل نیز گویند .
دوم اینکه : این حدیث ضعیف است زیراکه در سلسله رواة آن خالد بن الیاس آمده واورا بیهقی ضعیف گفته ودر تقریب حدیث متروک است .
اما حدیثی که در صحیح البخاری بروایت عائشه رضی الله عنها منقول است : که ابوبکر صدیق رضی الله عنه در حالی نزدمن آمد که دو دختر نزد من نشسته وبه مناسبت عید قربان آواز می خواندند ....
اول اینکه : در اخیر این حدیث آمده : (فإنها ایام عید ) واین جمله تعلیلیه است وقانون مشهور است که الحکم یدور مع علته پس این مخصوص ایام عید شد .
دوم اینکه: در حدیث لفظ جاریتین آمده ومتبادرازآن، دختران نابالغ میباشد چون خود عائشه رضی الله عنها درآن زمان دخترخوردسن بود ، وبرای اطفال وصبیان چیز های جائز است که به دیگران جواز ندارد مانند استفاده از تصویر ومجسمه که به اشخاص بالغ نادرست است اما برای دختران نا بالغ بازی باگدی ها که به شکل مجسمه اند اشکالی ندارد.(تلبیس ابلیس ابن قیم ج1 صـ 239) .
سوم اینکه : از سبک حدیث فهمیده میشود که اجتماع برای غناء از عادات رسول الله صلی الله علیه وسلم نبوده چون حضرت صدیق اکبر رضی الله عنه اورا مزمور الشیطان یعنی نی شیطان نامید .
چهارم اینکه: در همین حدیث قباحت وزشتی غناء از سنت تقریری رسول الله صلی الله علیه وسلم دانسته میشود چون ابوبکر صدیق رضی الله عنه این آواز خوانی را مزمورشیطان نامید ، اما رسول الله صلی الله علیه وسلم سخن اورا رد نکرد فقط گفت : ایام عید است .
پنجم اینکه : در تفسیر قرطبی آمده که ولم تکونا مغنیتین یعنی آن دودختر آوزخوان حرفوی نبودند پس حدیث، به اباحت خواندن آوازخوانان حرفوی دلالت ندارد .
ششم اینکه: بین سماع واستماع فرق است : سماع بمعنای شنیدن است خواه اختیاری باشد یا غیر اختیاری واستماع بمعنای گوش دادن قصدی میباشد وامر ونهی متعلق به استعمال اختیاری حواس است نه غیر اختیاری ودرحدیث لفظ استماع نیامده است اگر شنیده باشد غیر اختیاری است باکی ندارد.
نتیجه
: خلاصه اینکه ازآیات متعدده وتصریحات احادیث واقوال ائمه وفقهاء ، چنین برمی آید که نواختن وگوش دادن به آلات موسیقی که دراین زمان مروج است ودر عروسی ها ودیگر محافل خوشی معمول است نه تنها اینکه سنت نیست بلکه گناه بزرگ به شمار میرود حتی در مذهب تشیع هم شدیدا تقبیح شده (مراجعه شود به تفسیر نمونه ذیل آیه 6 سوره لقمان) ، وعلاوه بر معصیت بودنش ، اضرار وامراض روحی وجسمی راهم در پی دارد . وفقط ترانه های اسلامی توسط دختران نابالغ که هنرمند حرفوی نباشند بدون آلات موسیقی ویا بادایره های بدون زنگ درمراسم عروسی ودرایام عید جواز دارد . ومن الله التوفیق.